دو ماه گذشت...

/ 7 نظر / 5 بازدید
atefeh

dooste aziz mesle inke kheili deltangi!!!!!!!!!!!!!!!

هياهو

هی اينو که اصلا نميشه خوند

احسان

نسبيتی يا معمولی؟

صدیق

دو ماه پیش با خودم می گفتم 4 سال گذشی و 4 سال و 2 ماه پش با خودم می گفتم 12 سال گذشت. اما هر بار واسم عینی تر میشه. کم کم دارم به روزی فکر میکنم که بگم همه چی گذشت. چون به پایان رسیدن های زندگیم شروع شده ... .. .

امين ترابي

کم کم تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت. اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر. و یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستند و هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند. و شکستهایت را خواهی پذیرفت سرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای باز با ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانه و یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازی که خاک فردا برای خیالها مطمئن نیست و آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود دارد کم کم یاد میگیری که حتی نور خورشید میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری. بعد باغ خود را میکاری و روحت را زینت میدهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد. و یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی... که محکم هستی... که خیلی میارزی. و میآموزی و میآموزی با هر خداحافظی یاد میگیری خورخه لوئيز بورخس

فنود

احسان منظورت از نسبيتی چيه؟ صديق تازه تموشده ها شروع شده. آی امين چقدر دلم کتاب می خواد....