بزن زخمه

داشتم در مورد مهمانی شام چند شب پیشم می نوشتم. که خیلی حال داده بود. و هم زمان به این هم گوش می دادم:

http://www.youtube.com/watch?v=8AyTgE4hQgA

نمی دونم ٫ به شما چه احساسی دست میده . ولی من یهو دلم بد جوری تنگ شد٫ حالم گرفت. نشستم دوبار دیدمش. بد جوری قاطی کردم. الان فقط یه چیز می خوام٫ یه تنبور.لعنت به این اضافه بار! نمی دونم چطوری یهو حال آدم اینقدر عوض می شه.

/ 5 نظر / 8 بازدید
ايمان

من نمی توانم اين لينک را ببينم... ولی عنوان يادداشتت يادم انداخت..سالن وزارت کشور..و شعر کدکنی که همیشه فکر می کردی خوبه یکی روش يک آهنگ خوب بسازه ...آ خه آدم بدون سازش جايی ميره ؟؟

احسان

فنود دپ نزن. دلم واسه کامنت ها ت تنگ شده .

محمد مشایخی

سلام فنود عزیز. حسابی حال ما رو هم عوض کردی. عجب سازیه این تنبور. خوشا به حالت که دستی بر آتش داری... بزن آن پرده، اگرچند تو را سیم از این ساز گسسته بزن آن زخمه، اگرچند دراین کاسهٔ تنبورنمانده‌ست صدایی بزن آن زخمه بر آن سنگ بر آن چوب بر آن عشق که شاید بردم راه به جایی پرده دیگر مکن و زخمه به هنجار کهن زن لانهٔ جغد نگر، کاسهٔ آن بربط سغدی ز خموشی نغمه سر کن که جهان تشنهٔ آواز تو بینم چشمم آن روز مبیناد که خاموش درین ساز تو بینم نغمهٔ توست، بزن آنچه که ما زنده بدانیم اگر این «پرده برافتد» من و تو نیز نمانیم ـــ اگرچند بمانیم و بگوییم همانیم

آخه ببینید مهمون (عربها)اومده تو خونت زبون درازی هم میکنه تو باشی چی بهش میگی؟؟؟