نژاد پاک ۲

در ادامه پست قبلی ، با توجه به اظهار نظراتی که شد گفتم شاید بد نباشه توضیحی داده بشه. شاید منم بیشتر بفهمم.

در واقع اتفاق خاصی موجب نوشتن این پست نشد، بلکه نوشتنش نتیجه حدودن زندگی سه ماهه در اینجاست به اضافه  ی زندگی قبلی ام در ایران.  من کما کان بر نظر خودم استوارم. قضیه اینه که من هم به او توزیع گوسی قایلم و قبول دارم ایران جامعه ای بسته است و... ولی تاسفه اصلی ام از ایرانی هایی که میان خارج دیگه وارد یه فضای نسبتن باز شدن، که توش آدمهایی از ملیتهای مختلف را می بینن. ولی این موضوع نه تنها بهشون کمک نمی کنه که قضایا رو باز تر ببینن بلکه بیشتر و بیشتر بسته تر می شن. اگه قبلن توی ایران به عربها فش می دادن و اونار و ملخ خور و سوسمار خور می نامیدن اینجا که می رسن تا یکی بهشون میگه عرب، آنچنان بحث نژادی راه می اندازن و تاریخ دو هزار و کوفت ساله خود رو از زمان ورود آریایی ها به این سرزمین بیان می کنن که هر کی ندونه فکر می کنه همه ی ایرانی ها لیسانس تاریخ گرفتن. دروغ و راست وهمه توهمات خودشون رو هم به خورد ملت می دن. بعدشم تمام بدبختی های تاریخی و عقب موندگی هامون رو به عربها نسبت می دن. آخر سر هم مثل استادی که تدریسش سر کلاس تموم شده نگاهی به طرف مربوطه می اندازن ومی گن اگه هنوز سوالی داری بپرس. و از اونجایی که هیچ کس احمق نیست ، تنها برداشتی که از این حرفها نصیبه طرف مربوطه شده اینه که ایرانی ها از عربها متنفرند.

در مورد بقیه ملتهای شرقی هم تقریبن همین چیزا صادقه. اکثر ایرانی ها در اینجا از هر چی پاکستانی و هندی و  چینی و ملتهای شرقیه متنفرند. دلیل تنفر را من درک نمی کنم، چون هر کی  یه جوریه. چینی ها به علت کثرتشون خوب بیشتر از آدمهای دیگه تو چشمن. و این دلیل نمی شه چون یکی شون یه غلطی کرده، بقیه هم اونطوری باشن. و همینطور برای بقیه. وگرنه اگر قرار به اینگونه برداشتها باشه ، ایرانی ها خودشون بیشترین گند رو می زنن.

من مشکلی با این ندارم که کسی با چینی  یا پاکستانی حال نکنه، چون طبیعیه هرکی با یکی حال می کنه. یا مثل من با هیچ کی شاید حال نکنه. ولی از اینکه قانون کلی ساخته بشه مشکل دارم. در واقع اگر قرار به قانون کلی ساختنه ، معتقدم ما ایرانی ها باید از همه شرمنده تر باشیم.

مهمترین دلیل نوشتن این مطلب، رفتار ما با افغانی های درون ایرانه. هیچ فکر کردین ما حتی اونا رو حیوون هم حساب نمی کنیم چه برسه ادم. همیشه پست ترین شغل ها برای اوناست . از امکانات بهداشتی و اموزشی  که بهرمند نیستند هیچ ، تازه تا طقی به طوقی(!) می خوره همه بسیج می شن که بندازنشون بیرون. این تازه رفتاریه که ما ملتی می کنیم که ادعا داریم جزوی از ایرانه و زبون مشترک داریم. و می دونیم که چه شرایط دردناکی رو در این سالها تجربه کردن. اگر لحظه ای فکر کنیم می فهمیم که رفتار ما چه نفرتی را باید در دل افغانی نشانده باشه. برای همین خدا رو شکر کردم که ما هیچ کاره شدیم تو این دنیا.

 

/ 9 نظر / 8 بازدید
صدیق

بله به ایصتیلاح! "...2" اگر به کامنت های طولانی من مراجعه کنی می بینی که دو پاراگراف اولت رو تایید می کنم (بنابر این بله!) در مورد عرب ها و حتی بد تر من آدم دیدم که کانادایی ها رو حیون تصور می کرد و به برتری ژنتیکی خودش افتخار می کرد اما کمی خجالت می کشید بگه نژاد پاک آریا! با حرفت کاملا موافقم. در مورد افغانی ها هم من کاملا معتقدم که ما رفتاری کاملا ریسیتی داشتیم اما یادت نره که این رفتار ها در محیط های کارا و عمدتا کارگری که قضیه تصاحب موقعیت وجود داره شدید تره و کلا از اونجا نشات می گیره. من همچنان می گم ما شانس تجربه زندگی با اطباع خارجی رو نداشتیم. من 5 سال پیش با یکی از دانشجویان شریف که طبعه افغانستان بود آشنا شدم. نتنها دیدم کلا تغییر کرد (اون موقع بیشتر بچه دبیرستانی بودم!) به خاطر شخصیت والاش باعث شده من حسی احترام آمیز نسبت به افغانی ا داشته باشم. مساله تجربه برخورد از نزدیک!!! ما به هر حال بد تر از "وایت"ها برخورد نکردیم اما بهتر هم نه!!! ریسیستس یک حس اولیه است مث

پيام

آقا جمله‌ی آخرت رو خیلی دوست داشتم. اینکه هیچ کاره شدیم تو دنیا. در مورد کلیت مطلبت هم خیلی مطالب توی ذهنم می‌چرخه٬ که قدری آشفته‌اند و واسه همین نمی‌گمشون٬ و تنها همینو می‌گم که من هم ذهنم مشغول اینه که چرا ایرانی‌های مقیم خارج این قدر نفرت انگیزند. اگه بتونم مشاهداتم رو مرتب کنم و حرف مناسب به ذهنم برسه٬ یه چیزی شاید نوشتم.

پيام

تصمیم گرفتم یک چیز رو بگم. ما از بس خیلی چیزا رو ندیدیم٬ و از طرف دیگه طوری تربیت می‌شیم که خیلی خط کشی خوب و بد کنیم بین چیزا٬ خیلی برامون مهمه که بگیم ما یه چیزایی داریم که بقیه ندارن. به هر حال فرهنگ قدیم ایران حتما یه خفانت‌هایی داشته که بقیه نداشتن. اینو حتی در تلقی از شخص خودمون هم نمی‌تونیم جلوشو بگیریم.

امیر

100% حرفهات رو تایید میکنم.همیشه از رفتارمون با افغانیها ناراحت بودم و هستم.باید حقیقت رو پذیرفت.گاهی اوقات لازمه از فاصله دورتر قضایا رو ببینم(منظورم فاصله فیزیکی نیست).با انکار کردن این مسائل به هیچ جا نمیرسیم کما اینکه هنوز نرسیدیم

محمد

فنود زودی آپ کن بابا.

محمد مشايخی

سلام فنود عزيز. آقا من خسته شدم از بس سر زدمو ديدم که پست جديد نذاشتی. هر وقت مطلب جديد آپ کردی يک ندا به من بده. پاينده باشی.

پيام

ده آپدیت کن دیگه! حتما باید بزنم...

صدیق

در امتداد کامنت دوستان من هم میگم: آپدیت...

haji

ye masale ghadimi mige age balaye derakhti be tanash tabar nazan. shayad ma irania mariz bashim vali bad nistim. mehraboon bashim ba khodemoon