داشته ها و نداشته ها   

تا یادم میاد زندگی ام همیشه رفتن و نرسیدن، رفتن و دیر رسیدن، نرفتن و جا موندن، دویدن و زمین خوردن ، گفتن و نگفتن، خواستن و حذر کردن، نگاه کردن و ندیدن، عقب افتادن،  شنیدن و نفهمیدن و نفهمیده شدن بوده ....

تا بوده، شکست و از دست دادن بوده ! تا بوده، لعنت فرستادن به خود بوده. تا بوده، وقت تلف کردن بوده، تا بوده شماتت شدن بوده. تا بوده، محکوم شدن بوده، تا بوده فراموشی بوده، تا بوده ....

هی روزهای متمادی از خواب پا می شی و با خودت می گی امروز، روزِ دیگه ای، امروز، روزِ عوض شدنه. امروز روزیه که به همه کارات می رسی. امروز روزیه که : می روی و می رسی، زود می رسی، جا نمی مونی، جلو می زنی، می تونی حرفت رو بزنی بدون اینکه صد بار بپیچونیش، می تونی.... ولی ؛ زهی خیال باطل.

چه میشه کرد. نمی خوام نا امید بشم. نمی خوام بگم من همینم که هستم. نمی خوام بگم ازم توقع نداشته باشین همه چیز رو بگم، ببینم، بفهمم، بشنوم، ازم  توقع نداشته باشین زود بیام، سر وقت بیام، اصلن بیام. توقع نداشته باشین فراموش نکنم و ... نه نا امید نمی شم. با همه این چیزایی که ندارم هنوز یه چیز برام باقی مونده : ( شاید این رو خودم نباید بگم) شانس. هنوز خوش شانسم و گرنه با همه این نداشته ها ، سالها پیش می بایست به زندگی بدرود می گفتم. چگونه زندگی می کنم ، من خود نمی دانم.

لینک
پنجشنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸٦ - ميرفندرسکی

   نژاد پاک ۲   

در ادامه پست قبلی ، با توجه به اظهار نظراتی که شد گفتم شاید بد نباشه توضیحی داده بشه. شاید منم بیشتر بفهمم.

در واقع اتفاق خاصی موجب نوشتن این پست نشد، بلکه نوشتنش نتیجه حدودن زندگی سه ماهه در اینجاست به اضافه  ی زندگی قبلی ام در ایران.  من کما کان بر نظر خودم استوارم. قضیه اینه که من هم به او توزیع گوسی قایلم و قبول دارم ایران جامعه ای بسته است و... ولی تاسفه اصلی ام از ایرانی هایی که میان خارج دیگه وارد یه فضای نسبتن باز شدن، که توش آدمهایی از ملیتهای مختلف را می بینن. ولی این موضوع نه تنها بهشون کمک نمی کنه که قضایا رو باز تر ببینن بلکه بیشتر و بیشتر بسته تر می شن. اگه قبلن توی ایران به عربها فش می دادن و اونار و ملخ خور و سوسمار خور می نامیدن اینجا که می رسن تا یکی بهشون میگه عرب، آنچنان بحث نژادی راه می اندازن و تاریخ دو هزار و کوفت ساله خود رو از زمان ورود آریایی ها به این سرزمین بیان می کنن که هر کی ندونه فکر می کنه همه ی ایرانی ها لیسانس تاریخ گرفتن. دروغ و راست وهمه توهمات خودشون رو هم به خورد ملت می دن. بعدشم تمام بدبختی های تاریخی و عقب موندگی هامون رو به عربها نسبت می دن. آخر سر هم مثل استادی که تدریسش سر کلاس تموم شده نگاهی به طرف مربوطه می اندازن ومی گن اگه هنوز سوالی داری بپرس. و از اونجایی که هیچ کس احمق نیست ، تنها برداشتی که از این حرفها نصیبه طرف مربوطه شده اینه که ایرانی ها از عربها متنفرند.

در مورد بقیه ملتهای شرقی هم تقریبن همین چیزا صادقه. اکثر ایرانی ها در اینجا از هر چی پاکستانی و هندی و  چینی و ملتهای شرقیه متنفرند. دلیل تنفر را من درک نمی کنم، چون هر کی  یه جوریه. چینی ها به علت کثرتشون خوب بیشتر از آدمهای دیگه تو چشمن. و این دلیل نمی شه چون یکی شون یه غلطی کرده، بقیه هم اونطوری باشن. و همینطور برای بقیه. وگرنه اگر قرار به اینگونه برداشتها باشه ، ایرانی ها خودشون بیشترین گند رو می زنن.

من مشکلی با این ندارم که کسی با چینی  یا پاکستانی حال نکنه، چون طبیعیه هرکی با یکی حال می کنه. یا مثل من با هیچ کی شاید حال نکنه. ولی از اینکه قانون کلی ساخته بشه مشکل دارم. در واقع اگر قرار به قانون کلی ساختنه ، معتقدم ما ایرانی ها باید از همه شرمنده تر باشیم.

مهمترین دلیل نوشتن این مطلب، رفتار ما با افغانی های درون ایرانه. هیچ فکر کردین ما حتی اونا رو حیوون هم حساب نمی کنیم چه برسه ادم. همیشه پست ترین شغل ها برای اوناست . از امکانات بهداشتی و اموزشی  که بهرمند نیستند هیچ ، تازه تا طقی به طوقی(!) می خوره همه بسیج می شن که بندازنشون بیرون. این تازه رفتاریه که ما ملتی می کنیم که ادعا داریم جزوی از ایرانه و زبون مشترک داریم. و می دونیم که چه شرایط دردناکی رو در این سالها تجربه کردن. اگر لحظه ای فکر کنیم می فهمیم که رفتار ما چه نفرتی را باید در دل افغانی نشانده باشه. برای همین خدا رو شکر کردم که ما هیچ کاره شدیم تو این دنیا.

 

لینک
شنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸٦ - ميرفندرسکی

   نژاد پاک آريا   

من کاملن به این باور رسیدم که ما ایرانی ها یکی از نژاد پرست ترین ملل دنیا هستیم. البته نوع خاصی از نژاد پرستی.  زورمان نمی رسد خودمان را به اروپایی ها و امریکایی ها اثبات کنیم. ولی تا می توانیم نسبت به بقیه جهان سومی ها مزخرف نسبت می دهیم و خود را برتر از همه می دانیم. پاکستانی ها و هندی ها که جزو گونه آدم حساب نمی شوند و بیشتر با حشرات و کثافات مقایسه می شوند. چینی ها هم بد ترکیب ترین و سوسک خورند. عرب ها ...

اگر روزی خدای ناکرده کسی ما را با عرب ی اشتباه بگیرد. انگار بزرگترین گناه روی زمین را مرتکب شده. انچنان به او می پریم و شروع  می کنیم به واگویه های تاریخی ، نژادی، ژنتیکی، زبانی و هزارها دلایل ریز و درشت و من در آوردی ای که اثبات کنیم ما عرب نیستیم. واقعن چرا؟ چرا عرب بودن بدترین دشنامی ست که به ایرانی میشه داد. در صورتیکه از نظر من بسیار طبیعی است که ما را عربها اشتباه بگیرند. در واقع از هر نظری ما بیشترین شباهت را با عربها داریم از نظر ظاهر گرفته تا خط و تاریخ و مذهب و رفتار و غیره. بر خلاف نظر اکثر ایرانی ها معتقدم که ما  نه تنها هیچ برتری قیافه ای نسبت به اعراب نداریم بلکه بدتر هم هستیم.در همین جا بد قیافه ترین ،مزخرف ترین ، لش ترین ادمهایی که شما می توانید تصور کنید و من دیدم ، ایرانی هستند. بی آداب ترین و مفت خور ترین آدمها ایرانی هستند و جالب است که پر ادعا ترین شان هم همینها هستند.  

نمی خواهم خود زنی کرده باشم و ایرانی ها را پست ترین بشمارم. بلکه بیشتر منظورم این است که آنچنان هم فرق منطقی و معنی داری لا اقل بین ما و عربها وجود ندارد که رگ گردنمان را بیرون بیندازیم و دم از برتری خود بزنیم. آچنان که تقریبن همه به نوعی فهمیده اند که چه کینه بین ما وجود دارد. به نظر من بزرگترین لطفی که  به جهانیان شده این بوده که ما حداقل در این مقطع تاریخی عقب مانده ایم و کاره ای در این جهان نشده ایم. شاید هم همین عقده عقب مانده ایست  که ما را اینگونه کرده.

لینک
یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦ - ميرفندرسکی

   بزن زخمه   

داشتم در مورد مهمانی شام چند شب پیشم می نوشتم. که خیلی حال داده بود. و هم زمان به این هم گوش می دادم:

http://www.youtube.com/watch?v=8AyTgE4hQgA

نمی دونم ٫ به شما چه احساسی دست میده . ولی من یهو دلم بد جوری تنگ شد٫ حالم گرفت. نشستم دوبار دیدمش. بد جوری قاطی کردم. الان فقط یه چیز می خوام٫ یه تنبور.لعنت به این اضافه بار! نمی دونم چطوری یهو حال آدم اینقدر عوض می شه.

لینک
دوشنبه ٥ آذر ،۱۳۸٦ - ميرفندرسکی